این چنین اصلاح طلبان داعیه دمکراسی دارند؟!!!!
روحالله حسینیان رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی و كاندیدای جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات در گفتگو با باشگاه خبرنگاران به سوالاتی در مورد علت لغو سخنرانیش در دانشگاه تهران و موضوع سخنانش با عنوان پش پرده اصلاحات پاسخ گفت.متن این گفتگو در پی میآید:
خبرنگار باشگاه خبرنگاران: قرار بود امروز در دانشگاه تهران سخنرانی كنید، ولی در آخرین لحظات لغو سخنرانی شما اعلام شد، علت چه بود؟
حسینیان: بسیج دانشجویی با اصرار زیاد از من دعوت كرده بود كه امروز سه شنبه در دانشگاه تهران سخنرانی كنم، ولی چند ساعت مانده به وقت اعلام شده تماس گرفتند و گفتند مجوز سخنرانی شما توسط رئیس محترم دانشگاه جناب آقای دكتر فرهاد رهبر لغو شده و ایشان اصرار كرده اند كه این سخنرانی برگزار نشود.
سوال: آیا علت را مشخص كردند؟
حسینیان: بله به من گفته شد چون اصلاح طلبان میخواهند جلسه را به هم بریزند و ممكن است این جلسه به درگیری ختم شود و اعتقاد بنده این بود كه جلسه برقرار شود اگر اصلاح طلبان دست به چنین اقدامی میزدند به نظر من از تأثیر سخنرانی بهتر بود زیرا موضوع سخنرانی من همین بود كه اشكال اساسی اصلاح طلبان همین بود كه ماهیتاً مستبد بودند ولی شعار دمكراسی و آزادی بیان را میدادند این خود بهترین دلیل بر مدعای من بود.
محور سخنرانی شما در این جلسه چه بود؟
می خواستم مبانی فكری جبهه دوم خرداد را كه بر مبنای اندیشه و نگاه لیبرالیسم به جهان و انسان شكل گرفته بود تبیین كنم و توضیح دهم چگونه تندروها و رادیكالهای سابق ناگهان لیبرال شدند، میخواستم سوابق بعضی از ایدئولوگهای آنها را بازگو كنم، میخواستم در این سخنرانی تشریح كنم كه چرا تضاد در شعار و عمل و تضاد در ماهیت و شعار و تضاد بین برون و بیرون به چهار بحران در جبهه دوم خرداد ختم گردید.
سوال: منظورتان از چهار بحران چیست كه در جبهه اصلاحات به وجود آمده؟
حسینیان: جبهه دوم خرداد با چهار بحران روبرو شد كه همه نتیجه پارادوكس درونی بود اول شهار آزادی دمكراسی سردادن؛ ولی دیكتاتوری مدرن برقرار كردن. این تناقض هویت شعارهای دوم خرداد را به چالش میكشد.
دوم: با این كار در ابتدا شعار اصل با قانون اساسی را سر دادند در پایان به تحصن در مجلس و اجبار مدیران به استعفا و خروج از حاكمیت و گذر از قانون اساسی را مطرح كردند.
سوم: چرا دست به توطئههای ناشیانه ای مانند قتلهای زنجیره ای و كوی دانشگاه زدند.
و چهارم چرا بسیاری از عناصر دوم خردادی به دامان امریكا پناه بردند كه آخرین آنها سخنگوی اقلیت اصلاح طلبان در مجلس بود و از طرف دیگر به لابی با عناصر خارجی به صورت مخفیانه پرداختند؟
سوال: منظورتان ملاقات مخفیانه رضا خاتمی با سفیر آلمان است؟
حسینیان: این ملاقات با سفیر آلمان برای من بسیار حساسیت برانگیز بود، قبل از مذاکره محرمانه رضا خاتمی با سفیر آلمان چند بار مشابه این ملاقاتها با دیپلماتهای انگلیس صورت گرفته است تا جایی كه سفیر انگلیس و وزارت امور خارجه انگلیس از این ملاقات احساس وجد كرد. سوال: آیا شما از این ملاقات مطمئن هستید؟
حسینیان: بله حتی ادله كافی هم دارم.
سوال: شما علت این ملاقات را چه میدانید؟
حسینیان: این جماعت وقتی ریشه تفكرشان در غرب هست و كعبه آنها به سوی غرب، هنوز خیال میكنند این انگلیسها و غربیها هستند كه سرنوشت ما را تعیین میكنند شما حمایتهای بوش را از این جماعت یك امر تصادفی و احمقانه ندانید بلكه سیگنالهایی است كه رد و بدل میشود اجازه فرمایید.
در این رابطه قسمتی از نامه شهید بهشتی به حضرت امام خمینی را در مورد اختلاف مبانی با جریان لیبرال در اول پیروزی انقلاب اسلامی و نتایج آن از جمله سستی و لرزش در مقابل غرب را بخوانم:
"سنگینی وظیفه فرزندتان را بر آن داشت كه این نامه را به حضورتان بنویسد و حقایقی را به عرضتان برساند.
دوگانگی موجود میان مدیران كشور بیش از آنكه جنبه شخصی داشته باشد به اختلاف دو بینش مربوط میشود.
یك بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد اجتهادی كه در عین زنده بودن و پویا بودن باید سخت ملتزم به وحی و تعبد در برابر كتاب وسنت باشد.
بینش دیگر در پی اندیشهها و برداشتهای بینابین كه نه به كلی از وحی بریده است و نه آن چنان كه باید و شاید در برابر آن متعبد و پایبند و گفتهها و نوشتهها و كردهها بر این موضوع بینابین گواه.
بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی و نظامی آنها سخت به توكل بر خدا و اعتماد به نفس و تكیه بر توان امت اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوریها یا دلسوزیهای بیگانگان معتقد و ملتزم.
بینش دیگر هر چند دلش همین را میخواهد و زبانش همین را میگوید و قلمش همین را مینویسد اما جون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد در عمل لرزان و لغزان.
بینش اول به نظام و شیوه یی برای زندگی است ما معتقد است كه در عین گشودن راه به سوی همه نوع پیشرفت و ترقی مانع حل شدن مسلمانها در دستاوردهای شرق و غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد.
بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزشهای آن جامعه را به راهی میكشاند كه خودبخود درها را به روی ارزشهای بیگانه از اسلام و بلكه ضد اسلام میگشاید.
بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه میکند که جامعه را به سوی امامت منقین و گسترش این امامت بر همه سطوح راه میبرد.
بینش دیگر بیشتر روی شزایطی تکیه میکند که خودبه خود راه را به برای نفوذ بی مبالاتها یا کم مبالاتها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آنها بر سرنوشت انقلاب همواره میسازد.
جناب آقای حسینیان آیا شما نسبت به همه اصلاح طلبان چنین قضاوتی دارید؟
قطعا نه گرچه من همه حزبها و گروهها و اشخاص که در جبهه دوم خرداد حضور داشتند و سکوت کردند را مقصر میدانم، ولی معتقدم عده ای از آنها قطعا با مبانی فکری آنها مخالف بودند و به همین جهت امروز حزب اعتماد ملی به رهبری کروبی در مقابل مشارکتیها ایستاده و دست به افشاگری میزند. البته از شخصیتی مانند کروبی که در مکتب امام خمینی (ره) بزرگ شده بود همین انتظار را داشتم هر چند این حرکت دیر آغاز شد.